ميرزا حسن حسينى فسايى
1350
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
[ 33 ] - بلوك سبعه ناحيه وسيعى است از گرمسيرات فارس ، ميانه جنوب و مغرب شيراز افتاده ، درازى آن از قريه « پدمى » از ناحيه فرگ تا « رضوان » ناحيه فين 32 فرسخ ، پهناى آن از قريه « فارغان » ناحيه فارغان تا قريه « رودر » ناحيه فين ، 16 فرسخ . محدود است از جانب مشرق به بلوك رودان و احمدى و نواحى جيرفت كرمان و از شمال به ناحيه سيرجان كرمان و نواحى نيريز و از سمت مغرب به بلوك داراب و نواحى لارستان و از طرف جنوب باز به نواحى لارستان . بلوك سبعه در اصل 7 بلوك بود و هريك را ضابطى عليحده « 1 » و نام آنها بر اين وجه است : ( 1 ) بلوك ايسين و تازيان ( 2 ) بلوك بيونج ( 3 ) بلوك خشن آباد ( 4 ) بلوك طارم ( 5 ) بلوك فارغان ( 6 ) بلوك فين ( 7 ) بلوك گلهگاه « 2 » . و در اواخر سلطنت نادر شاه و اوايل دولت كريم خان زند ، طاب ثراه ، نصير خان لارى اين 7 بلوك را تصاحب نمود و همه را سبعه گفتند و ضميمه لارستان گرديد . پس بلوك ايسين و تازيان را از سبعه جدا كرده ، ضميمه نواحى بندر عباس گرديد و در عوض بلوك فرگ را كه ضابط و كلانترى عليحده داشت ، ضميمه شش بلوك باقيمانده گشته همه را ، باز ، سبعه گفتند و هر بلوكى را ناحيهاى شمردند ، هواى پنج ناحيه از سبعه ، گرمتر از داراب است و نخلستانهاى خوب و بساتين مرغوب دارد ، آبش از چشمه و رودخانه است ، زراعت آن گندم و جو و شلتوك و ذرت « 3 » و پنبه و كنجد و نخود و ماش و لوبياست و دو ناحيه خشن آباد و فارغان از سردسيرات فارس است ، هواى تابستانش در نهايت اعتدال و زمستانش بسيار سرد و اين دو بلوك در كوهستان افتاده و دهاتى از اين دو بلوك كه نزديك به دامنه كوه است از گرمسيرات شمرده مىشود ، نخلستانى فراوان دارد و معيشت اهالى آن از مويز و غنچه گل سرخ ديمى است كه هر ساله هزاران خروار از كوهستان به عمل آورده ، حمل هندوستان كنند و برف زمستان اين دو ناحيه تا اواخر تابستان بماند و به گرمسيرات نزديك مىرسانند و چشمههاى گوارا در اين دو ناحيه باشد و حكومت بلوك سبعه از اواخر سلطنت نادرشاهى تا سال 1264 كه از 100 سال مىگذرد ، با سلسلهء خوانين لارى بود و بعد از خرابى كار آنها در هر چند سالى با حاكمى است و ضابطنشين همه نواحى سبعه را قصبه فرگ « 4 » قرار دادهاند ، نزديك به 600 درب خانه از خشت خام و گل و چوب دارد ، عمارتهاى ملوكانه در اين قصبه و باغهاى پر درخت و پر عمارت و آبشارها و حوضها ، از بناهاى خوانين لارى در خارج فرگ بود و چندين سال است از حليهء آبادى افتاده ، بلكه ويرانه گشته است و چون هر ناحيه از سبعه را در قديم قصبهاى بود و اكنون همه را از توابع فرگ شمرده ، پس لازم آمد كه قصبه فرگ را به شيراز نسبت دهيم ، پس هر قصبه از هر ناحيه را به شيراز و فرگ هردو نسبت دهيم پس دهات هر ناحيه را به قصبه آن .
--> ( 1 ) . در متن : ( علاحده ) . ( 2 ) . ر ك : ( بندر عباس ) ، در كتاب جغرافيا و اسامى دهات كشور ، ج 2 ، ص 408 . ( 3 ) . در متن : ( زرت ) . ( 4 ) . ( برك ( : فرگ ) و تارم دو شهركاند و برك بزرگتر است و قلعه محكم دارد و به سرحد كرمان است حاصلش غله و خرما فراوان بود . ) نزهة القلوب ، ص 138 .